كودك نوپايي به نام بيمه هاي عمر وسرمايه گذاري در كشور متولد شده است وهر شركتي سهمي در پرورش اين كودك نوپا دارد. كاري به سابقه قبل از انقلاب اين بيمه ها نداريم. فعلا منظورمuniversal life insurance فعلي است.
چند سالي است كه كه گروهي جوان با انگيزه در حال عرضه اين محصول به جامعه هستند. .من درهمه كلاسهايم به فراگيران مي گويم كه بيمه گذاران را به چشم كارمزد ننگريد كه اين زشت ترين نگاه به بيمه گذار است. اما من مي دانم كه فروش يك چنين بيمه اي چقدر سخت است آنهم در اين آشفته بازار. حالا تصور كنيد همان مداخلي را كه از فروش اين بيمه نامه تا كنون ظرف 3 تا 5 سال قرار بود نماينده ببد، بايد ظرف 10 سال وآن هم گويا برابر 10 درصد حق بيمه كسب كند.
اولين ضرر كننده اين موضوع بازار كلي بيمه كشور خواهد بود زيرا هر نماينده اي توان فروش اين بيمه نامه را ندارد ونماينده توانمند هم نمي تواند با اين نرخ وشرايط كارمزد كاركند. لذا جامعه نمايندگان از اين تصميم آسيب جدي مي بينند و دست از اين شغل مي كشند ودر نهايت بيمه كشور است كه از بازار بيمه عمر بكر دور مي شود
دومين ضرر كننده اجتماعي است كه از اين خدمات محروم مي شود.
كافي است كه بيمه مركزي نگاهي به آمار فروش شركتهاي بيمه گر در اين زمينه بيندازد. قريب به اتفاق بيمه هاي عمر وسرمايه توسط نمايندگان فروش عرضه مي شود. آئين نامه جديد نيز نماينده فروش را نشانه گرفته است.
دوستان مي توانند اين بحث را ادامه دهند وغني كنند